Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers Lilypie Fourth Birthday tickers Lilypie Pregnancy tickers عزیز دل آمدی و زندگیمان را شیرین تر کردی - جشن سيسموني ني ني‌گولو
جشن سيسموني ني ني‌گولو

به نام خداي مهربون. سلام پسر طلا.شيطون بلا. خوبي ماماني؟جات كه تنگ نيست عسلكم؟! مامان قربون اون تكونهاي كوچولوت بره  كه صبح ها من از ساعت 7 بيدار ميشم ولي تو زرنگ تر از مامانت هستي و از ساعت 6:30 شروع ميكني به تكون خوردن و هي ميگي ماماني پاشو بريم سركار و منم ميگم حالا بذار يه 5 دقيقه ديگه بخوابم و آخر هم تو كوچولوي ناقلا پيروز ميشي و ماماني رو با چشمهاي خواب آلود راهي سركار ميكني و بعدش كه خيالت از بابت من راحت شد خودت ميگيري ميخوابي.

عسل مامان كلي خبرهاي خوب برات دارم. هفته پيش تصميم گرفتيم يه جشن كوچولو برات بگيريم و سيسموني‌تو به اقوام نزديك نشون بديم. بنابراين به تعدادي از اقوام خودم و بابا جونت تلفن زدم و دعوتشون كردم. اقوام بابايي رو براي روز پنجشنبه و اقوام خودمونو براي روز جمعه دعوت كردم. آخه عزيزم با اين خونه هاي فسقلي ميدوني كه همه ميهمانها توي يك روز جا نميشدن.خلاصه مامانت هم در يك تصميم ناگهاني دقيقه 90 شروع كرد به درست كردن يك " كيك پوشكي " براي جشن سيسموني پسرگلش. آخه قشنگي اين كيك اينه كه با پوشك بچه درست ميشه و مخصوص جشن سيسموني هست. خوب منم ميخواستم پسرم بدون كيك نمونه ديگه.....

مامان جونت (مامان خودم) از چهار شنبه شب اومد خونمون براي كمك. آخه از بد شانسي من مجبور بودم پنجشنبه هم تا ظهر سر كار باشم و نتونستم مرخصي بگيرم. خلاصه پنجشنبه ظهر كه به خونه رسيدم مامان جون دست تنها كلي خونه رو تميز كرده بود و ميوه و شيريني و شربت و ظرف و ظروفها رو آماده كرده بود.

از ساعت 3 به بعد كم كم اقوام بابا جونت اومدند و همگي دور هم جمع بوديم و روز خوبي بود.جمعه هم به همين ترتيب اقوام خودم اومدن منزلمون. خلاصه ماماني همه كلي از لباسهاي كوچولوت و سرويس كمد و تختت و بقيه وسايلت خوششون اومد. به خصوص از كيك پوشكي كه مامان با يه دنيا عشق برات درست كرده بود و كلي هم عكس انداختيم. البته ناگفته نمونه كه همه زحمت كشيدند و برات كلي هديه هاي خوشگل  آوردند و منم به خاطر اينكه يادت بمونه عكسشونو ميزارم.

دست همه درد نكنه كه با اومدنشون كلي خوشحالمون كردن. دست مامانی جونت هم درد نكنه كه توي اين 2-3 روز به مامان كلي كمك كرد.

در ضمن مامانی توی جشنت به همه اعلام کردیم که اسم قشنگتو گذاشتیم " امیر مهدی ".

 

عکس کیک پوشکی نی نی گل

عکس تخت و کم و وسایل نی نی

 

ساعت اتاق نی نی

مینی واشر نی نی

 

اینم عکس کادوهایی که اقوام زحمت کشیدن و برای نی نی ما آوردند

البته اون پیراهن دخترانه ای که سمت راسته چند سال پیش مادر بزرگ مهربونم که الان به رحمت خدا رفته برای نی نی آینده من بافته بود و منم برای یادگاری گذاشتم توی سیسمونی نی نی.

+نوشته شده در شنبه 13 آذر1389ساعت15:10توسط سما |